ما را ببر به رؤیت لبخند عید فطر

ایمان ما دو نیمه شد و نان ما دو نیم

 
دست من و نگاه تو یا سیّدالکریم

 
روحم تمام زخمی و جانم تمام درد

 
یک امشبم ببخش به آرامش نسیم

 


اشعار عید فطر, شعر عید سعید فطر



 
از شعله‌های روز قیامت رها شدیم

 
افتاده‌ایم باز در این ورطه جحیم

 
چیزی بگو شبیه سخن گفتن شبان

 
حکمی بده به سادگی حکمت حکیم

 
ما راهیان کوی چپ و راست نیستیم

 
ما راست آمدیم سر راه مستقیم

 
ما عاشقان شهید توهستیم تا ابد

 
ما سالکان مرید تو بودیم از قدیم

 
برقی بگو وزان شود از سمت یا لطیف

 
اشکی بگو فرو چکد از ابر یا کریم

 
ما را ببر به رؤیت لبخند عید فطر

 
ما را بخوان به خلوت یا رب و یا عظیم

 

 

علیرضا قزوه

/ 0 نظر / 7 بازدید