ترجمه و تفسیر نهج البلاغه این هفته 96/9/20

ادامه خطبه شماره 83 

اُوصیکُمْ   =  سفارش میکنم


بِتَقْوَى   اللّه  =  شما را به تقوای الهی  

 

 الَّذى   =   آن خدایی که  

 

اَعْذَرَ  =  رفع عذر نموده است  

 

 بِما   =  با چیز هایی که  

 

اَنْذَرَ  =  انذار نموده است  

 

 وَ   احْتَجَّ   =   و اتمام حجت نموده است  

 

بِما   =   با چیز های  

 

نَهَجَ   =   روشن  

 

 وَ   حَذَّرَکُمْ   =   حذر داده شما را  

 

 عَدُواًّ  =   از دشمنی  

 

نَفَذَ   =   که نفوذ کرده  

 

فِى    الصُّدُورِ   =  در سینه ها  

 

خَفِیّاً   =   مخفیانه  

 

وَ   نَفَثَ   =   و دمیده است  

 

فِى    الاْذانِ  =   در گوش ها  

 

 نَجِیّاً  =   آهسته و با نجوی

تفسیر  

بدانید ای بندگان خدا برای شما از درون خویشتن تان کمینی گرفته شده ( بر همه شئون حیات شما نظاره کند) و از اعضای خودتان چشمانی است که شما را میبیند و نگهبانان صادقی است که کردارها و عدد نفس های شما را ثبت میکند. 

در منابع اسلامی ضرورت محاسبه خویشتن بطور فراوان گوشزد شده است  

قطره ای کز جویباری میرود            از پی انجام کاری میرود  

این جهان کوه است و فعل ما ندا         سوی ما آید نداها را صدا 

نباید با دل دادن به پستی ها ، عظمت و ارزش منِ خویشتن را تباه کرد  

امیرالمومنین می فرماید: 

نفس خویشتن را بالاتر و باعظمت تر از آن داشته باش که در معرض معامله با پستی ها قرار بدهی اگر چه نفس یا آن پستی ها تورا به سوی امیال خوشایند بکشاند زبرا تو در برابر آنچه که از خویشتن از دست خواهی داد بدست نخواهی آورد مولوی در اینباره می گوید: 

خویشتن را تسلیم کن بردار مزد          وانکه از خود بی زخود چیزی بدزد  

چون بهر میلی که دل خواهی سپرد      از تو چیزی در نهان خواهند برد  

بدیهی است که هر میل و اشتیاق و لذتی که برای بدست اوردن پدیده های محبوب در درون ما موج میزند و آن موج مانند بخاری که از دریا متصاعد شود و عوامل جوّی از بازگشت آن بفضای دریا جلوگیری نماید از اختیار ما خارج گشته و مانند این است که کاملا محو شده است  

یعنی اینکه سکه های حیات خود را یکی پس از دیگری مشت مشت به بازار می آوریم و از دست می دهیم  

و در این‌ معامله ما انسان ها به دو گروه عمده تقسیم می شویم: 

گروه یکم = کسانی که محاسبه دقیق میکنند و گوهری به قرص نانی نمیدهند یعنی میدانند سرمایه پرارزش زمان که از عمر دزدیده میشود به هیچ وجه بازگشت و تکرار ندارد پس نباید در راه هوی و هوس و متورم ساختن خود طبیعی از دست داده شود.چون ارزش آنرا میدانند مفت از دست نمیدهند اینان بیدارترین و خردمندترین نوع بشر هستند. 

گروه دوم = کسانی هستند که هرلحظه از میل و اشتیاق و لذتی را که اشباع میکنند گمان میکنند امتیازی را بدست آورده اند بدون اینکه چیزی را از دست بدهند اینان در مرحله ای بسیار اسف انگیز در حیات طبیعی محض قرار گرفته اند. لذا هیچگونه کمال و صعود برایشان مفهومی ندارد.اینان جان و اندیشه و عقل و وجدان را بی ارزش تلقی می کنند مولوی درباره اینها میگید: 

من ندانم آنچه اندیشیده ای          ای دونده دوست را چون دیده ای  

ای گران جان خوار دیدستی سرا   زانکه بس ارزان خریدستی مرا 

هرکه او ارزان خرد ارزان دهد     گوهری طفلی به قرص نان دهد  

اِنَّ الله اَشتَری مِن المُومِنینَ اَنفُسَهُم و اَموالَهُم 

قطعی است که خداوند نفوس و اموال مردم را خریده است. 

سوره توبه آیه ۱۱ 

فروشنده حسین هستیش کالا مشتری یزدان 

بیا کالا ببین بایع نگه کن مشتری بنگر

/ 0 نظر / 22 بازدید