جلسه دوشنبه 29 آبان ماه

خطبه شماره ۸۳ 

 ۲۹/۸/۹۶

وَسَلَکَ =و پیموده است                                             

اَقصَدَ =راست ترین

المَسالِکِ = راه ها را

الی النَهج = بسوی روشن 

المَطلُوب = مطلوب 

وَلَم تَقتَلهُ = و بر نگردانده است او 

فاتِلاتُ = برگرداننده های 

الغُرور= غرور و فریب 

وَلَم تَعمِ = وپنهان مانده است

عَلَیهِ = براو 

مُشبِهاتُ = اشتباه و نامعلومی

الاُمور = کارها

بِفَرحَهَ = به شادی 

و راحَهِ = و استراحت 

الّنُعمی = در نعمت و آسایش 

فی اَنعَمِ = در بهترین 

نُومِهِ = خواب خود 

وَآمِنِ = وبا امن ترین 

قَد عَبَرَ = قطعا عبور نموده است 

مَعبَرَ  = از گذرگاه دنیا 

العاجِلَهَ = و گذشته است 

حمیداً = بطور پسندیده 

و قَدّمَ = و از پیش فرستاده است 

زادَ = توشه 

الآجِلَهَ = آخرت 

سعیداً = با سعادت و خوشبختی

تفسیر

 


محاسبه و حیا و شرم از نفس خویشتن ناشی از درک عظمتی است که خداوند متعال در ذات من و شخصیت و روح انسان بوجود آورده است اگر این عظمت واقعا برای کسی محرز شود قطعا احترام به خود را در اولویت قرار می دهد نه به میل و اراده طبیعی که این همان خودخواهی است بلکه از آن جهت که خداوند متعال این عظمت و استعداد و شرف و ارزش را به او عنایت فرموده است که اگر این ارزش را بجای آورد تصعید حیات کمالی او قطعی خواهد بود و این عظمت از آن خدا و اثر مثبت او در ذات انسان است به اضافه اینکه انسان با یک احساس فطری ناب وجود ناظر و نگهبان درونی را درباره خویشتن شاهد است احترام فقط طرف مقابل نیست بلکه انسان محترم باید خود را اول از پلیدی ها و کثافات مبری کند تا بتواند به دیگری نیز احترام بگذارد بدین ترتیب هر فردی مامور خودسازی با احساس لزوم احترام به ذات خود گشته تا بتواند درباره احترام دیگری نیز فکر کند و این حالات امکان پذیر نیست مگر اینکه تکیه بر خداوند تبارک و تعالی کنی و به جز خداوند تکیه گاهی نداشته باشی چرا که وابستگی به خدا تکیه بر علم مطلق و قدرت مطلق و فعال مطلق است که انسان نیز از علم مطلق و فعالیت مطلق برافروخته می شود اما هرگز مطلق نمی شود مانند علی بن ابیطالب (ع) که بی نیازی او از همه مردم و تکیه مطلق بر خداوند متعال اثبات کند که او پیشوای همه مردم است در همه چیز
با نظر به احتیاج ذاتی انسان ها هرگز کسی به استقبال حیات موفق نمی گردد مگر اینکه امکان وابستگی ذات خود را با خدا دریابد و آن وابستگی را با کمال آگاهی و آزادی  عملی نماید
و اگر انسان این قدرت و اراده را نداشته باشد که خود را برای خویشتن اصلاح و تعدیل و مستقیم نماید نباید توقع داشته باشد که دیگران با شخصیت صالح و تعدیل یافته با او در ارتباط باشند
همچنین باید توجه کرد که کسیکه نفس واحد خود را انضباط نبخشد هرگز نمی تاند عدد فراوانی را انضباط ببخشد که دو بیت ذیل حاکی از آن است
ذا  نایافته  از    هستی   بخش            کی تواند که شود هستی بخش

خشک ابری که شود زآب تهی           ناید  از   وی   صفت   آبدهی

این ابیات می گوید کسی که از مدیریت خویشتن ناتوان است هرگز نمی تواند درباره دیگران مدیریت کند.

/ 0 نظر / 47 بازدید