در یک ماه اخیر بروز برخی ناآرامی‌ها در چند شهر سوریه این سوال‌ها را به اذهان متبادر ساخته که آیا آنچه در سوریه می‌گذرد به حوادث سایر کشورهای عربی شباهت ندارد و آیا مردم سوریه حق ندارند مانند مردم مصر و یمن و … با هدف تعیین سرنوشت خود شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» سر بدهند و آیا عاقبت نظام سوریه مانند نظام‌های یمن و لیبی نخواهد بود؟

 محمد صادق کوشکی :در این رابطه چند نکته قابل ذکر است.

۱- وجود نظام تک حزبی، فضای بسته سیاسی، عدم امکان مشارکت سیاسی جدی برای مردم، برخورد خشن با مخالفان، ساختار شبه موروثی در سوریه باعث شده تا این کشور فضائی شبیه کشورهای مصرو یمن و لیبی و… پیدا کند.

۲- یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های سوریه با کشورهایی مانند مصرو یمن و لیبی استقلال نسبی این کشور در عرصه بین المللی است. سوریه نه به غرب وابستگی داشته (مانند مصر و بحرین و اردن و…) و نه به شرق! هر چند که ارتباط این کشور با شوروی سابق و روسیه فعلی حسنه است اما این حسن رابطه به معنای وابستگی نبوده و نیست و حمایت جدی این کشور از انقلاب اسلامی و مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین نمادی از این استقلال است.

۳- اشغال نزدیک به ۷۰ درصد از منطقه بسیار مهم جولان از سوی رژیم صهیونیستی باعث شده تا در طول ۴۰ سال گذشته آزادسازی این منطقه به یک نقطه اشتراک بسیار مهم میان دولت و ملت سوریه تبدیل شود. آزادی جولان حداقل موضوع وحدت بخش در سوریه است و اراده نظام فعلی در آزادسازی جولان و مقابله با رژیم صهیونیستی نکته‌ای است که در سایر کشورهای عربی منطقه یافت نمی‌شود. حاکمان مصرو اردن ننگ و خفت مصالحه با رژیم صهیونیستی را پذیرفتند و سایرین نیز در مسیر مقابله با رژیم صهیونیستی بر سیاست سکوت و شعار بسنده کرده‌اند. اما حاکمیت سوریه در میان سایر کشورهای عربی جدی‌ترین مواضع را در قبال رژیم صهیونیستی اتخاذ کرده و همین نکته باعث احساس افتخار و سربلندی مردم سوریه شده است. مردم سایر کشورهای عربی همواره در قضیه فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی احساس سرافکندگی می‌نمودند که این سرافکندگی نیز ناشی از مواضع ذلیلانه حاکمان این کشور‌ها بوده است.

۴- هر چند امکان مقابله منطقی‌تر با اعتراضات مردمی در سوریه وجود داشت اما نباید فراموش کرد که بخشی از این اعتراضات ثمره تلاشهای جدی و تبلیغاتی شدید رسانه‌های صهیونیستی و آمریکائی در یک ماه اخیر بوده است. سرنگونی نظام فعلی سوریه آرزوی رژیم صهیونیستی و آمریکا ست و ان‌ها برای این مهم حاضر به هر اقدامی بوده و هستند.

۵- از سوی دیگر لازم به تذکر است که بشار اسد به دلیل برخی ویژگی‌های شخصی و نظری در چند سال اخیر تلاشهائی را برای انجام اصلاحات سیاسی در سوریه آغاز کرد اما بدنه حزب بعث و دولت سوریه چندان با وی هماهنگ نشد و از این رو سرعت اصلاحات سیاسی در این کشور علیرغم تمایل شخصی بشار اسد به حداقل ممکن کاهش یافت و همین امر بهانه هائی را جهت آشوب‌های اخیر در سوریه فراهم آورد.

۶- به هر حال باید در نظر داشت که حکومت بشار اسد حامی اصلی مقاومت اسلامی در فلسطین و لبنان بوده و به همین دلیل و بر خلاف سایر کشورهای عربی آمریکا و رژیم صهیونیستی از سرنگونی آن حمایت کرده و می‌کنند.

۷- بدون تردید ملت‌ها حرف آخر را در تعیین سرنوشت کشورهای منطقه خواهند زد اما آیا اکثریت مردم سوریه خواستار سرنگونی حکومت اسد هستند؟ تنها رسانه‌های صهیونییستی به این پرسش پاسخ مثبت داده‌اند! منبع edalatkhahi.ir