بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر نهج البلاغه بقیه خطبه شماره 27         21/1/91         جلسه ششم

 


 

فانالَ

= نرسیدرَجُلاً = هیچ کس را

مِنهُم

= از ایشان کَلمَ = زخمی

وَ لا اُریقَ

= و ریخته نشد لَهُم = از آنها

دَمٌ

= خونیفَلَو اَنَّ = پس اگر

اِمراً مِسلمِاً

= مرد مسلمانیماتَ = غصه مرگ شود

بَعدَ هذا

= بعداز این اَسَفاً = جریان تاسف بار

ما کانَ بِهِ

= نسیت هیچ مَلَوُماً = جای ملامت

بَل کان بِهِ

= بلکه می باشد به این کار عِندی = پس چقدر

جَدیراً

= سزاوارقَیا = پس چقدر

عَجباً عَجَباً

= جای تعجب و شگفتی است وَ اللّهِ = به خدا سوگند

یُمیتُ

= می میرانداَلقَلبَ = قلب را

وَ یَحلِبُ

= و هجوم می آورد الهَمّ = غصه را به انسان

مِن اِجتِماع

= از اجتماعهَوولاءِ القوم = این قوم

عَلی باطِلِهِم

= به باطل خودشان وَ تَفَرُّقِکُم = و متفرق شدن شما

مَن حَقِکُّم

= از حق خودتان فقُبحاً لَکَمُ = و خواری بر شما

و ترحاً

= و غصه بر شما باد حینَ = هنگامیکه

صِرتُم

= شده اید غَرضاً = هدف

یُرمی

= تیرها یُغارُ عَلیکُم = به شما غارت وارد می کنند

وَلا یُغیرُون

= و شما غارت نمی برید بر آنها

وَ تُعزُون

= و به شما هجوم می آورند وَ لا تُغزُون = و شما حمله نمی کنید

تفسیر

:

مرحله ای که مطرح می شود آغاز بارور شدن جریانات فکری و هدف گیری و انتخابات وسیله که همراه است با بسیج همه احساسات و تفکرات و خواسته ها با پرچمداری تصمیم برای وصول به هدف اگر چه این وصول آدمی را به مرگ بکشاند و با کمال هوشیاری و آزادی او را وادار برای عبور از زندگی بنماید آدمی در حال معمولی زندگی حیات مطلوب خود را هدف اصلی قرارداده حرکت و تلاش فکری و عضلانی را برای ادامه آن حیات مطلوب به راه می اندازد و چنین تلقی می کند که هدفی را که به دست خواهد آورد جزئی از حیات مطلوب او خواهد گشت

.

اما گاهی ارزش و عظمت حیات را می داند اما برای دفاع از شخصیت خود که به بزدلی و زبونی مشهور نگردد راهی شهادت میشود اینگونه حرکت که ارزشی ندارد چرا که این دفاع از شخصیت است که حاکی از خودخواهی بسیار شدید است مگراینکه انگیزه این دفاع اطاعت از امام و یا وابستگی شخصیت به آهنگ اعلای هستی که از طرف خالق هستی نواخته می شود قرار گرفتن شخصیت تحت تأثیر شخصیت های برتر منوط به عظمت و صدق و خلوص انسان است که باید بداند آن شخصیت برتر صلاحیت کامل بر تشخیص شرایط وسیله بودن حیات آدمی در این موقعیت دارد و این نوع شهادت مافوق شهادت اولی است

.