بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه شماره 23

جلسه اول                                              6/4/90

اَمّا بَعدُ = پس از حمد خدا                            فَاِنّ الامرَ = همانا امر الهی      

یَنزِلُ = نازل می شود                               مَنِ السَّماءِ= از آسمان  

اِلَی الاَرضِ = به زمین                     کقَطراتِ = مانند قطره های   

اَلمَطَر = باران                              اَلی کُلِّ = به سوی هر   

نَفسٍ = نفس و ذی حیات                           بِما قُسِمَ = هر قدر که قسمت

لَها= اوست                                            مِن زِیادَهٍ = از قبیل زیادت 

وَ نُقصانٍ = و کمی                                   فَاِذا = پس اگر  

رَای = دید                                             اَحَدُکُم = یکی از شما

مَن اَخیهٍ = در برادرش                                        غَفیَرهَ = زیادی

فی اَهلٍ  = در اهل و عیال                          اَو مالٍ  = یا مال

اَو نَفسٍ = یا جان او                                  فَلاتَکُوَننَّ = پس نباشد

لَهُ فِتنَهُ = بر او باعث فتنه

تفسیر :

عده ای از مردم گمان می برند که همه نتایج و شئون بشر در هر حال تعیین شده از پیش می باشد و این تعیین مختص قضا و قدر الهی است و یا مربوط به محیط و تعلیم و تربیت وحوادث محاسبه نشده است در صورتیکه این موارد از اراده و عوامل روانی متنوع که پیرامون انسانها را گرفته و هرگونه کار و گفتار و اندیشه و تمایلات و خودخواهی ها سرنوشت آنها را تعیین می نماید و بدان جهت که عوامل مزبور برای هر شخصی موقعیت خاصی ایجاد می کند لذا دو نفر را نمی توان پیدا کرد که از هر جهت مثبت و منفی مساوی بوده باشند . گروه دیگری می گویند بهترین جامعه این است که با نادیده گرفتن آن موارد باید در بین افراد تساوی ایجاد کند . جمله ای را که امیرالمومنین (ع) می فرمایند : اختلاف انسانها در قسمت معاش که مفاد آن در آیه قرآن چنین است :


نَحنُ قَسَمنا بَینَهُم مَعیشَتَهُم فیِ الحیوه الدُنیا         سوره زخرف آیه 32

مائیم که معیشت آنان را در زندگانی دنیوی میان آنان تقسیم کردیم

این قسمت الهی که قطعاً از روی عدالت و حکمت است و غیر از اختلاف در بهره برداری از مواد معیشت و امتیازات قابل توجه بر مبنای چپاول و استشمار است که متاسفانه سرتاسر تاریخ را فرا گرفته چپاول دسترنج دیگران و تعدی بر قسمت آنان ضد قضا و قدر است و مبارزه با عدالت و حکمت خداوندی است . امیرالمومنین (ع) در جای دیگر می فرماید :

مَارَأیتُ نَعَمهٍ مُوفوَرهٍ اِلّا وَ اِلی جانِبُها حَقُّ مُضَیّعٌ

من در هیچ جا نعمت فراوانی ندیدم مگر اینکه در جنب آن حقی ضایع شده وجود داشت .

و هم چنین می فرماید : من از رسول خدا شنیدم که می فرمود :

لَن تُقَدَّسَ اُمِّهٌ لَم یُوخَذ حَقٌ ضَعیفها مِن قَوِیِّها غَیرَ مُتَعتَع

پاکیزه و مبارک نخواهد بود امتی که حق ناتوان آن از نیرومندش بدون نقص گرفته نشود.

و نیز قرآن می فرماید :

وَ الَّذینَ یَکنزُونَ الَّذهَبَ وَ الفِضَّهَ وَ لا ینفِقونَها فی سَبیلِ اللهِ                         فَبشّرهُمَ بِعَذابِ الیم

کسانیکه طلا و نقره را متراکم می کنند و راکد می سازند و آن را در راه خدا انفاق                 نمی کنند آنان را به عذابی دردناک تهدید کن .

اختلاف بین انسانها از لحاظ قسمت معیشت که حکمت و عدالت خداوندی است بقدری زیاد است که قابل شمارش نیست همچنانکه استعدادها و نبوغ هنری و مدیریت ها بسیار متنوع است .

اما با نظر به اختلافات عده ای از محصولات فکری گروه دیگری بهره برداری می کنند بدون اینکه بتوانند عوضی در مقابل آنان بپردازند . این نظم در هر جامعه ای ضرورت دارد . لذا تنظیم حیات افراد یک جامعه در موارد معیشت و سایر امور بایستی با دو راه انجام بگیرد . اول : آگاه ساختن مردم به اینکه همه آنان در یک وحدت عالی در حق حیات مشترکند و آنانکه بازدهی بیش از استهلاک دارند بایستی با وجدانی آزاد در ادای حق حیات دیگران شرکت کنند . دوم : الزام قانونی

جای گفتگو نیست که در این دنیا بعضی از انسانها به امتیازاتی میرسند که دیگران از آن محرومند . مانند قدرت ، استعداد ، زیبایی و ... این امتیازات دو نوعند : 1- اختیاری آن دسته که با کار و کوشش بدست می آید مانند تلاش در آموختن دانش و هنر ومدیریت ها و استفاده از آنها اما چه اندکند کسانیکه امتیازات آنها  را به خودخواهی نیفکند و چه اندک ترند آنانکه با دیدن امتیازات دیگر حسد نورزند باید با دو طریق سعی کنیم که این صفت را در وجود خود از بین ببریم .

1- بعد اجباری که طرف مقابل کمترین اختیاری در بدست آوردن آن نداشته اینجا حسادت و حسرت جایی ندارد زیر کمترین امتیازی برای شخص نیست .

2- بعد دیگر کاری که او کرده اگر ارزش قانونی نداشته باشد همه انسان و انسانیت را تباه کرده است .

وَ اَن لَیسَ لِلاِنسانِ اِلّا ما سَعی وَ اَنَّ سَعیَهُ سُوفَ یُری

هیچ چیزی برای انسان جز کوشش او نیست و قطعاً کوشش او بزودی دیده خواهد شد .

دارنده امتیاز باید بیندیشد که همه موفقیت او از خودش نیست و اما مانند جویباری است که عوامل اصلی بوجود آورنده امتیاز برای او مانند منبعی هست که آنها را در وجود او به جریان انداخته است .

و دیگر اینکه بعضی از امتیازات اصلاً اختیاری نیست مانند قدرت عضلانی و استعدادهای فکری و حافظه و تجسم هنری و ... که اینجا نیز نباید حسد کرد یا حسرت خوردن زیرا که اگر او استعداد دارد با بررسی جزئی می بنیم که ما هم نعمتی دیگر داریم

ز آنکه هر بدبخت خرمن سوخته                   می نخواهد شمع کس افروخته