بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه شماره 22

جلسه اول                          9/3/90

الا = آگاه باشید                   وَ اِنَّ الشیطانَ = همانا شیطان   

قَدزَمَرَ = به تحقیق تشویق کرده        حِزبَه = دارو دسته خود را

وَ استَجابَ = و بسیج نموده           جَلبَه = سپاه خود را

لِیَعُود = تا برگردد                اَلجُورُ = ظلم

عَلی اَوطانِهِ  = بر وطنش            وَ یَرجِعَ الباطِلُ = و برسد باطل

اِلی نِصابِهِ= به حد و اندازه اش          وَاللّهِ = به خدا قسم

ما اَنکَرو = اعتراض ندارند               عَلَّی = بر من

مُنکَراً = به کار قبیحی              وَ لا جَعَلُو  = و رفتار نکرده اند

بَینی = بین من                وَ بَینَهُم = و خودشان

نِصفاً = به عدالت و منصفانه

 

 

تفسیر :

در دنیا حزبی به نام شیطان با علامت خاص وجود ندارد و نمود فیزیکی ندارد مانند نفس اماره که دیده نمی شود ولی در آراستن انحرافات بسیار قوی است . شیطان از جنس جن است شیاطین دیگری وجود دارند که شیاطین الانس بوده و پلیدی ها و فریبکاری ها و دغل بازی های آنان نیز کمتر از شیاطین جنی نیست خطر شیاطین انسی همنوع بودن آنهاست که قیافه انسانی برخود گرفته و کارهای ویرانگر انجام می دهند بوسیله تقرب به خدا انسانها را از خدا دور می کنند از عدالت دم می زنند تا ریشه های ستم را برویاند فریاد آزادی سر دهند تا دست و پای انسانهای آزادیخواه را ببندند داد از انسان و انسانیت بزنند و مردم را تسلیم هوی و هوس خویشتن نمایند.

« آنانکه دور این شیاطین جمع می شوند »

سبک مغزانی بی اصلند و نابینا یانی بی عصا و خرمن سوختگانی حاصل از دست رفته                 اندیشه ای ندارند جز شبحی از امواج اندیشه اینان موقعیتی که دارند از شیاطین انسی هست نه از خودشان . تلاش اینان برای برگرداندن ستم و انحرافات به جامعه است .

رگ رگست این آب شیرین و آب شور     در خلایق میرود تا نفع صور (مولوی )

تا هواپرستی و خودخواهی وجود دارد تا حق گرایی و درک انسان محوری وجود دارد و حرکت متضاد وجود خواهد داشت رادمردانی و آزاد اندیشانی هستند که خود را و دیگران را جزو آهنگ اعلای هستی می بینند بر تاریکی و سقوط دیگران می گریند و دستی برای کندن ریشه های بیدادگری دارند و دستی برای کاشتن بذرهای عدل و داد اگر تاسفی بخورند برای گذشت عمر نیست بلکه برای پایمال شدن حقی از ناتوانان است .

در غم ما روزها بیگاه شد               روزها باسوزها همراه شد

روزها گر رفت گور و باک نیست       تو بمان ای آنکه جز تو پاک نیست

در مقابل این افراد که هدف عالی زندگی را همراه خود دارند تبهکارانی بی عقل زندگی را اشغال نموده اند که همچون خفاشان دشمن آفتاب و هدفی جز گسترش ظلمت و ستم ندارند . این نابکاران بشدت گریز از مرگ دارند و هم چنین از نور و نوریان گریزانند .

جوامع بشری سخت نیازمند نور افشانی ها و دادگستری های شماست این همه قدرت ها و ابزار تاخت و تازها چون کف های ناپایداری هستند که چند مدت می توانند روی حق و حقیقت را بپوشانند تنها یک موج ضعیف که از دلهای آگاه سر می کشد می تواند آن کف های ناپایدار را از روی حقیقت براندازد .

« موقعیتی که امیرالمومنین (ع) در حادثه عثمان برای خود انتخاب کرده بود » چند مورد در نهج البلاغه حادثه عثمان مطرح گشته است از همه اینها بر می آید که امیرالمومنین (ع) نه در قتل عثمان شرکت نموده است نه به آن دستور داده و نه رضایتی به حادثه مزبور داشته است .

در خطبه 30 امیرالمومنین (ع) بعد از شرح کامل می فرماید : دست های خود را پاکترین دست ها از خون عثمان گوشزد فرموده است

امام علی (ع) می فرمایند :

سوگند به خدا نه انحرافی از من دیده اند که آن را بر من بگیرند و نه میان من و خودشان عدالت را حاکم قرار داده اند این پیمان شکنان که کشته شدن عثمان را بهانه ای برای بدست آوردن زرو زور و تزویر براه انداخته اند نتوانسته اند کمترین کار ناشایسته ای از من در حادثه عثمان بگیرند .